این روزها اما٬ برایم تحمل خاطره ها واقعا کار سختی است.
مرگ قسطی/لویی فردینان سلین
اول:این روزها به گمانمان در عنفوان جوانی به مال لعبتی بدل شده ایم. قرائن ما ٬ناشی از بالا رفتن جماعت کثیری از ظرائف از سر و کولمان می باشد. منتها عیب کار اینجاست که به هر کس مجال مدید شدن می دهیم، می فرماید:" بیا منو بگیر". مدتی است که در آینه می نگریم تا شاید به خواندن آنچه بر جبینمان نگاشته شده است نائل آییم! ... خدایمان به خیر کناد.
دوم:گفت:" با همه اینا، حداقل خوبیش اینه که مهربونه". گفتم : "شایدم، اون اینو بهت قبولونده...آدم وقتی ترس از دست دادن رو داره، خیلی از چیزایی رو قبول میکنه که طرفش میخواد به خوردش بده تا از عذاب وجدان بدیهایی که در حقش می کنه، فرار کنه"...یک هفته است که بین اونها همه چی تموم شده. روزگاریست که به طرز بیمارگونه ای از واقع بینی رنج میبرم.
پ.ن. آن را که کرم هست درم نیست، وان را که درم هست، کرم نیست.
پ.ن۲. نوآموزان عزیز بخوانند کَرَم؛ و دِرَم به معنی دِرهَم که واحد پول برخی از برادران دینیمان میباشد !
